تبليغاتX
(سنگدون)
 اخراجیهای 3
|+| نوشته شده توسط جواد در دوشنبه هشتم تیر 1388 و ساعت 15:49  
 
جواني که کنارم نشسته بود با موبايلش حرف مي زد. بقيه ساکت بودند. جوان پرسيد؛ «ساعت نه خوبه؟... نه و نيم چي؟... باشه پس نه و نيم منتظرتم.» بعد موبايلش را قطع کرد و تا وقتي که يک ايستگاه بالاتر از تاکسي پياده شد، کسي حرفي نزد. جوان که پياده شد، راننده گفت؛ «حالا تا خود نه و نيم سر حاله.» به پياده رو نگاه کردم، جوان کيفش را روي شانه اش انداخته بود و دور مي شد صورتش را نمي ديدم، اما به نظر من هم سرحال مي آمد. زن مسني که روي صندلي جلو نشسته بود، گفت؛ «خوش به حالش. من خانه برم رفتم، نرم نرفتم... سي ساله نه منتظر کسي هستم، نه کسي منتظرمه.» مردي که کنارم بود به زن مسن گفت؛ «اتفاقاً خوش به حال شما. قدر راحتي تون رو نمي دونيد.» زن مسن گفت؛ «مرده شور اين راحتي رو ببرن.» زن مسن که پياده شد به دور شدنش نگاه کردم. صورت او را هم نمي ديدم.

*
حقیقت بزرگی را کشف کردم
" در انتظار پرشدن ماشین در ایستگاه معطل بودیم که مرد میان­سالی کنار پنجره آمد و گفت: « ببخشید مزاحم می شوم، من گدا نیستم، از خودم کامیون داشتم ولی 7 ماه پیش تو جاده بهبهان چپ کردم، بیمه­ام هم تمام شده بود، دار و ندارم را هم باخته­ام ، شب عیدی مجبور شدم که ...  ببخشید اگه ممکنه یک کمکی به من بکنید. »
دروغ می­گفت. راننده یک پانصد تومانی به مرد داد. مرد گفت: « دعا می­کنم هیچ وقت درمانده و محتاج بقیه نشوید» .
راننده گفت: « ان شاء الله » . شاید هم دروغ نمی­گفت من هم 200 تومان به مرد دادم. سه چهار روز بعد دوباره در یک ایستگاه معطل پر شدن ماشین بودیم که مرد آمد و سرش را نزدیک پنجره آورد.« آقایان سلام، خیلی عذر می­خوام وقت تان را می­گیرم، تو کرج تحویل دار بانک­ام، یعنی بودم، معاون بانک با رییس زد و بند کردند، بعدش هم با کاغذسازی همه­ی کاسه کوزه­ها را سر من و یکی دیگر شکوندند... الان هم هر جا می روم می­گویند سابقه­ی سوء استفاده­ی مالی داری­، بهم کار نمی­دهند... » بقیه حرف­های مرد را گوش نکردم اعصابم خرد بود که چرا دفعه ی قبل با آن که مطمئن بودم دروغ می گوید کلک خورده بودم. مهم 200 تومان نبود ، مهم این بود که مثل یک بچه کلاه سرم رفته بود، مثل احمق­ها رفتار کرده بودم . و حالا خون خونم را می­خورد . همین موقع راننده دست کرد و یک 500 تومانی به مرد داد. مرد گفت :« ان شاء الله هیچ وقت محتاج بقیه نشوید. » راننده گفت :« ان شاء الله » به راننده گفتم این همانی بود دو سه روز پیش هم آمد. راننده گفت: « بله » گفتم: « دفعه قبل  یک چیزهای دیگری گفت » راننده گفت :« بله ، ولی این دفعه قصه­اش جالب تر شده بود.»     
سروش صحت 

 

|+| نوشته شده توسط جواد در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 13:16  
 محمد صالح علای جان جانان

 

 محمد صالح علا در سال 1331 در شهر اراك متولد شد. وي فوق ديپلم سينما و تلويزيون از مدرسه هنرهاي دراماتيك رويال آكادمي لندن سال 1356 و همچنين ليسانس بازيگري و كارگرداني از دانشكده هنرهاي دراماتيك سال 1359 و فوق ليسانس زبان و ادبيات فارسي از دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي سال 1374 بوده است. آغاز فعاليت هنري او از سال 1347 با قصه نويسي و قصه خواني در راديو و سپس نويسندگي متن برنامه ها و نمايش نامه ها بود. فعاليت سينمايي را از سال 1347 با ساخت فيلم هاي تبليغاتي و بازي در سينما را از سال 1365 با تيغ و ابريشم كاري از مسعود كيميايي آغاز كرده است. محمد صالح علا نام و چهره اي آشناست. مجري پرطرفدار و احساساتي شب هاي راديو، کارگردان سريال ها و برنامه هاي متفاوت تلويزيوني، بازيگر سينما که آخرين بار در نقشي غيرمتعارف در شوکران بهروز افخمي ظاهر شد و ترانه سراي قديمي.

پنجره
پنجره باز و بسته كن
ياد هوای ابری و
ابرهای دل شكسته كن
پنجره باز و بسته كن
ياد پرنده آسمان
نسيم ريشه بسته كن
در پی پاره تنم
زخمی و دربه در منم
لال‌ام و در سكوت خود
بر سر و سينه می زنم
روزی نمی رسد كه من
به دوری تو خو كنم
خواب تو را عزيز من
چگونه آرزو كنم

محمد صالح علا

|+| نوشته شده توسط جواد در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 13:14  
 

آن کلاغی که پرید
از فراز سر ما
و فرو رفت در اندیشه‌ی آشفته‌ی ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزه‌ی کوتاهی پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر


همه می‌دانند

همه می‌دانند
که من و تو از آن روزنه‌ی سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه‌ی بازی‌گر دور از دست
سیب را چیدیم
همه می‌ترسند
همه می‌ترسند اما من و تو
به چراغ و آب و آینه پیوستیم
و نترسیدیم


سخن از پیوند سست دو نام

و هم‌آغوشی در اوراق کهنه‌ی یک دفتر نیست
سخن از گیسوی خوشبخت من است
با شقایق‌های سوخته‌ی بوسه‌ی تو
و صمیمیت تن‌هامان در طراری
و درخشیدن عریانیمان
مثل فلس ماهی‌ها در آب
سخن از زندگی نقره‌ای آوازی‌ست
که سحرگاهان فواره‌ی کوچک می‌خواند


ما در آن جنگل سبز سیال

شبی از خرگوشان وحشی
و در آن دریای مضطرب خونسرد
از صدف‌های پر از مروارید
و در آن کوه غریب فاتح
از عقابان جوان پرسیدیم
که چه باید کرد


همه می‌دانند

همه می‌دانند
ما به خواب سرد و ساکت سیمرغان، ره یافته‌ایم
ما حقیقت را در باغچه پیدا کردیم
در نگاه شرم‌آگین گلی گم‌نام
و بقا را در یک لحظه‌ی نامحدود
که دو خورشید به هم خیره شدند


سخن از پچ‌پچ ترسانی در ظلمت نیست

سخن از روز است و پنجره‌های باز
و هوای تازه
و اجاقی که در آن اشیاء بیهُده می‌سوزند
و زمینی که ز کشتی دیگر بارور است
و تولد و تکامل و غرور
سخن از دستان عاشق ماست
که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم
بر فراز شب‌ها ساخته‌اند


به چمن‌زار بیا

به چمن‌زار بزرگ
و صدایم کن از پشت نفس‌های گل ابریشم
همچنان آهو که جفتش را


پرده‌ها از بغضی پنهانی سرشارند

و کبوترهای معصوم
از بلندی‌های برج سپید خود
به زمین می‌نگرند



|+| نوشته شده توسط جواد در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 12:42  
 
|+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 10:50  
 عکسهای میر حسین در روز اعتراض سکوت در میدان امام خمینی

برای دیدن بقیه عکسهااینجا کلیک کن

|+| نوشته شده توسط جواد در شنبه سی ام خرداد 1388 و ساعت 12:20  
 سوتی صدا وسیما ووزارت کشور در مورد ارای آقای رضایی
|+| نوشته شده توسط جواد در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 9:40  
 برداشتي از تابناك
رای حداقل 900 هزار ایرانی با کدملی به رضایی
محسن رضایی بخشی از مستندات خود را به وزارت کشور ارائه کرد.

به نوشته خبر، پس از آنکه محسن رضایی اعلام کرد مستنداتی در مورد کدهای ملی شهروندان ایرانی دارد که حکایت از آرای سه و نیم میلیونی او دارد، خبرنگار انتخاب به نقل از یک منبع نزدیک به او به اطلاعات تازه ای دست پیدا کرد.

این منبع مطلع گفت: محسن رضایی تا بعد از ظهر روز گذشته موفق به جمع آوری اطلاعاتی شده که حکایت از آن دارد که 900 هزار ایرانی (با استناد به کدملی) تایید کرده اند که به محسن رضایی رای داده اند.

این در حالی است که آرا ی محسن رضایی کمتر از 650 هزار از سوی وزارت کشور اعلام شده است
|+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 14:41  
 مصاحبه مخبالباف
مصاحبه مخملباف وجریان انتخابات از زبان او رااینجا بخوانید
|+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 14:30  
 عکسهای دیروز اتچه عیان است چه حاجت به بیان است

|+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 و ساعت 14:36  
 اخرین پست روزنوشت محمد علی ابطحی
دستگیری ابطحی

سید محمد علی ابطحی معاون سابق آقای خاتمی و مشاور مهدی کروبی صبح امروز (سه شنبه) دستگیر شد. منتظر آزادی ایشان می مانیم تا مطلب جدید خود را  بر روی سایت قرار دهند

|+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 و ساعت 14:33  
 موسوی به پا خیز
بالاخره قانون ۲+۲=۱۰جواب داد  و آقای رئیس جمهور منتصب شد

تا کی قطع اس ام اس تا کی فیلتر کردن سایتها

تاکی از مردم مایه گذاشتن و لشگر کشی به خیابانها

چرا میخواهید مردم را در برابر موسوی  قرار دهید مردمی که همه یا سپاهی هستند یا بسیجی

بزرگترین اشتباه دستگاه حاکم این بود که برای مردم فاقد اسطوره زنده ما یک اسطوره ساختند

مردم ما دیگر روشن شده اند وزمانی زروشن شدند که میر حسین گفت من مخالف دیکتاتئری هستم

وزمانی که گفت ای مردم تا کی به عنوان مذهب به شما دروغ بگویند

زنده باد موسوی

مرده باد دیکتاتور

|+| نوشته شده توسط جواد در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 و ساعت 14:15  
 
سالهای دور از نظراااااااتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
|+| نوشته شده توسط جواد در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 13:22  
 دکتر شریعتی
اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت،
 اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند،
اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند....
 فقط از فهميدن تو مي ترسند
|+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 14:4  
 احمدی نژاد
محمود سبورچیان[۲] در ۶ آبان سال ۱۳۳۵ در بخش آرادان از توابع گرمسار در استان سمنان به دنیا آمد. به گفته وی پدرش آهنگر بود و هفت فرزند داشت. محمود سبورچیان، که چهارمین فرزند خانواده‌ است، به همراه خانواده در سن یک سالگی از آن شهرستان به تهران آمده و ساکن تهران شدند.[۳] بعدها نام خانوادگی او به احمدی‌نژاد تغییر می‌کند.[۴]

تحصیلات

وی دوران تحصیل خود را تا مقطع پایانی متوسطه در مدرسه‌های تهران از جمله مدرسه سعدی و مدرسه دانشمند پشت سرگذاشت و با کسب رتبه ۱۳۲ از کنکور سراسری در سال ۱۳۵۴ در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت ایران دوره تحصیلات عالی را شروع کرد.[۳] در سال ۱۳۶۵، پس از فارغ‌التحصیل شدن در مقطع لیسانس در همان سال (پس از ۱۱ سال)، در مقطع کارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد و در سال ۱۳۶۸ نیز به عضویت در هیأت علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت درآمد. در سال ۱۳۷۶ و هم‌زمان با داشتن سمت استانداری اردبیل و مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی، در حالی که فاقد یک مقاله علمی بین‌المللی (به انگلیسی: ISI) (که از ملزومات اخذ مدرک دکترا در رشته های فنی، در ایران است) بود، پس از ۲۲ سال تحصیل در دانشگاه، موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترا در رشته مهندسی و برنامه‌ریزی حمل و نقل ترافیک شد.[۵]لازم به ذکر است، که پایان نامه مقطع دکترای ایشان، که در حد ترجمه دو مقاله علمی بوده است، به صورت صوری و با فرستادن چند صلوات و در جلسه ای که کمتر از یک ساعت به طول انجامید، مورد تائید استادان و استاد راهنمای ایشان، که بعد ها در دوران ریاست جمهوری ایشان، به پست وزارت رسید، قرار گرفت.

وی طی تدریس در این دانشگاه، پژوهش‌های علمی، راهنمایی چند پایان‌نامه کارشناسی ارشد در زمینه‌های مختلف مهندسی حمل و نقل را، همزمان با بر عهده داشته‌ است.[۳]

اولین فعالیت‌های سیاسی

احمدی نژاد در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت بود. وی از مرداد سال ۱۳۵۸ به عنوان نماینده دانشجویان دانشگاه علم و صنعت به همراه چند تن از دانشجویان برای ارایه اساسنامه دفتر تحکیم وحدت و کسب رهنمود به دیدار آیت‌الله خمینی رفتند که او دانشجویان را به آیت‌الله سید علی خامنه‌ای ارجاع داد. استمرار این جلسات در حضور آیت‌الله خامنه‌ای زمینه شکل‌گیری شورای اولیه دفتر تحکیم وحدت را مهیا نمود[۳]. اما برخی رهبران دفتر تحکیم حضور وی در شکل گیری آنرا تکذیب کردند.[۶]

شایعه شرکت در تصرف سفارت آمریکا و ترور قاسملو

پس از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری چند نفر از کارمندان سفارت آمریکا که در جریان تصرف سفارت آمریکا به گروگان گرفته شده بودند، احمدی نژاد را یکی از گروگان‌گیرها معرفی کردند. [۷] علاوه بر این برخی گروههای بسیجی در ایران نیز وی را از شرکت کنندگان در این واقعه نام برده‌ بودند.[۸]. با این حال سازمان سیا معتقد است که هیچ مدرکی تاکنون دال بر این ادعاها قابل اثبات نبوده‌است.[۹]

این موضوع بلافاصله از سوی تعدادی از دانشجویان فعال در ماجرای اشغال سفارت آمریکا رد شد. ابراهیم اصغرزاده از مخالفت او با پیشنهاد تصرف سفارت آمریکا خبر داد. «احمدی نژاد کمونیسم را خطر جدی‌تری می‌پنداشت و به جای آن اشغال سفارت شوروی را پیشنهاد می‌کرد.» به همین جهت اصغرزاده، محسن میردامادی و حبیب‌الله بیطرف او را از عملیات خارج کردند.[۱۰]. البته ایده حمله به سفارت شوروی را کسی جدی نگرفت.[۱۱] عباس عبدی نیز گفت احمدی نژاد پس از اشغال سفارت می‌خواست به ما بپیوندد، اما ما اجازه ندادیم وارد سفارت شود یا به گروه ما بپیوندد.[۱۲]

علی‌رضا نوری‌زاده روایت دیگری از نقش احمدی‌نژاد در این ماجرا دارد. به نوشته او احمدی‌نژاد یکی از نگهبانان هشت گروگانی بوده که پس از عملیات طبس به نمک آبرود منتقل شده بودند و به همین دلیل هر چهار گروگانی که احمدی‌نژاد را شناسایی کرده‌اند از این هشت تن بوده‌اند.[۱۳]

پس از آنکه پیتر پلز سخنگوی حزب سبز اتریش اعلام کرد که احمدی نژاد در ترور عبدالرحمان قاسملو دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران در وین نقش داشته است ،سخنگوی وزارت کشور اتریش اعلام کرد که تحقیقاتی را دراین زمینه آغاز خواهد کرد.[۱۴] [۱۵]این موضوع توسط دو نفر از چهره‌های اطلاعاتی اصلاح طلب، سعید حجاریان و علی ربیعی (عضو شورای عالی امنیت ملی) تکذیب شد.[۱۶]

حضور در جنگ

وی در دوران جنگ ایران و عراق به عنوان داوطلب بسیج در قسمت‌های متعدد جبهه حضور پیدا کرد و تا سال ۱۳۶۵ در فعالیت‌های پشتیبانی و مهندسی رزمی تلاش کرد و در سال ۱۳۶۵ داوطلبانه به تیپ ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و با طی دوره‌ای در قرارگاه رمضان در عملیات برون‌مرزی کرکوک شرکت نمود و بعد از آن نیز به عنوان مسئول مهندسی رزمی لشکر ۶ ویژه سپاه به خدمت پرداخت.

مسئولیت‌ها پس از اتمام جنگ

احمدی نژاد در دههٔ شصت خورشیدی، چهارسال سمت معاون و فرماندار ماکو و خوی در استان‌ آذربایجان غربی و ۲ سال سمت مشاور استاندار کردستان را بر عهده داشت[۳]. از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ در شرایطی که به عنوان مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی فعالیت می‌کرد به عنوان اولین استاندار استان جدید التأسیس اردبیل منصوب شد. وی پس از پایان فعالیت در اردبیل، در سال ۱۳۷۷ کاندیدای نخستین دوره انتخابات شورای شهر تهران و در سال ۱۳۷۸ کاندیدای ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از تهران بود که در هر دو انتخابات ناکام شد. وی همچنین متهم به دستکاری در نتیجه انتخابات از طرف شورای نگهبان است.[۱۷]

دوران استانداری

احمدی نژاد در سال 1372 و در دولت دوم اکبر هاشمی رفسنجانی به سمت استانداری استان تازه تأسیس اردبیل بر گزیده شد و تا پایان کار دولت دوم رفسنجانی (سال 1376)این سمت را بر عهده داشت.[۱۸] برخی اقدامات و دست آوردهای او در زمان استانداری به شرح زیر است:

  • راه‌اندازی تشکیلات اداری استان
  • انتخاب به‌ عنوان استاندار نمونه کشور در سه سال متوالی
  • استانداری برتر در زمینه فعالیت عمرانی
  • بازسازی ۷۵۰۰ واحد مسکونی تخریب شده در جریان زلزله اردبیل در طول ۷ماه[۳].

اقدامات احمدی نژاد در بازسازی سریع خانه های تخریب شده در زمان زلزله اردبیل درسال 1375 که هزار کشته به جای گذاشت ،مورد تقدیر قرار گفت.ولی در آرای انتخابات ریاست جمهوری در استان اردبیل او از میان هفت کاندیدای انتخاباتی رتبه ششم را به دست آورد، منتقدین او، این رای را نشانه نارضایتی مردم اردبیل از استانداری او دانستند

|+| نوشته شده توسط جواد در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 10:11